حسرت هميشگی

حرف های ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی:

            وقت رفتن است

باز هم همان حکايت هميشگی!

پيش از آنکه باخبر شوی

لحظه ی عزيمت تو ناگزير می شود.

آی...

ای دريغ و حسرت هميشگی

ناگهان

     چقدر زود

              دير می شود!

 

(قيصر امين پور)

/ 9 نظر / 10 بازدید
خاطرات خاك تلخ ..

چقدر زود دير می شود!... in mano yade dialouge akhare" sotedelan" andakht:hameye omr dir residim..good luck..

Farhad

bayad lahze ra fahmid,,bayad ghadre lahze ra danest,,bayad anghadr lezat bord ke hich gah nagooim ke che ghad zoood dir mishavad!!!!ghashang bud,,zud zud up kon,,,movafagh bashi

farzaneh

وناگهان چقدر ز.د دير ميشود تا چشم باز می کنی رفتن تو ناگزير می شود

ehsan

سلام. راستش من نميدونم اون شعر و از وبلاگ تو برداشتم (به قول خودت) يا از جای ديگه. ولی باشه. ببخشيد. درستش ميکنم. باسه من فرقی نداره چون به هر حال شعر من که نيست!

ehsan

من هر جا شعر يا مطلب قشنگی ميخونم يه جا مينويسم. و خوب پيش مياد ازشون استفاده کنم چون ازشون خوشم اومده ديگه! شعر قشنگ تو هم جزو همونا بوده يحتمل. فکر کنم بايد سيستمم رو عوض کنم که ازين مشکلا پيش نياد. يه چيز ديگه (به قول خودت) اگه کسيو ندارم خوبه که حداقل يه نفر هم حس با خودم پيدا کردم!

ehsan

اميدوارم بتونی. مهم تر اينه که علت نتونستن..کم آوردن نباشه. ميدونی ... بعضيا ميتونن ولی کم ميارن. چون نميدونن که ميتونن. يه زمانی اعتقاد داشتم که ؛ همه ميتونن. اميدوارم که خودم هم بتونم و کم نيارم

نگار

هميشه خيلي زود دير ميشود.هميشه.

zeinab

سلام واقعا همين طوره خيلی زود دير می شود اما چرا؟

hili

salam hadisi .omidvaram hich vaght baraye to zud dir nasheeee.