داستان رفتنت را این طور معنا می کنم:

اندکی پس از آن جدایی ناگریز،

کمی بعدتر از آن همه هجوم دلتنگی،

و روزها پس از خو کردن به جاهای خالی،

ما به هم خیانت می کنیم;

من مغروق سرزمین آرزوهای پوچ می شوم،

و تو،

همخوابه ی مشغله های بی پایان چون کوه استوارت

/ 8 نظر / 9 بازدید
یک دوست

سلام وبلاگ زیبایی دارید متن جالبی هم نوشتین[گل][گل] به ما سربزن[گل][گل]

فهیمه

واسه همینه هی می گم برو شنا کردن یاد بگیر![نیشخند]

فاطمه

چرا انقدر قشنگه چرا چرا چرا؟؟؟

HotDragon

اينم از همون متنهاست كه يهو مياد به ذهنت؟[شوخی] به هر حال قشنگه[لبخند]

HotDragon

[تعجب] ببخشيد چرا اين چشمكه اينجوري شد؟؟؟

نیما

ُsalam ghalam besiar zibaee dari....man shomaro link kardam ty beforehand

زگیل

سلام. وبلاگ قشنگی داری. به من هم سر بزن. من آپم. یادت نره به من سر بزنیا! ازت انتظار دارم. نیای می رنجم به خدا. راستی با تبادل لینک موافقی؟

زگیل

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] اوا گل یادم رفت. به من هم [گل]سر بزن! [نیشخند]