نمیدونم چرا

تا حالا اینجوری شدی؟

مثل من مثل...

تا حالا دیوونه بودی؟

تا حالا شده که بشینی رفتن آدما رو نگاه کنی تا اون موقع که تبدیل به یه نقطه تبدیل به هیچ

میشن؟

تا حالا سعی کردی دووم بیاری؟ تونستی؟

و یه عالمه چیز دیگه که حتی حوصله تایپ کردنشونم ندارم.

تا حالا اینجوری بودی؟

/ 9 نظر / 9 بازدید
مسافر سکوت

تا حالا شده بخوای و برای خواسته ات دست دراز کنی؟

مسافر سکوت

تا حالا شده بخوای گل رزی داشته باشی و دست دراز کنی و بچینیش؟ میدونم در جواب میگی آره ولی تا دستمو دراز کردم همه چی نشد شد. خب آره آره ولی میدونم که میدونی میخوام بگم برای چیدن گلت ممکنه شیرینی یه خار رو هم تجربه کنی... بله شیرینی شیرینی..... نمیدونم چه ربطی به چیزهایی که نتونستی بتایپی داشت ولی برای من ربط داشت....... گفتم بگم شاید تو هم

مسافر سکوت

آدما از همون اول نقطه‌ای بیشتر نبودند در مقابل عظمت هستی..... ولی وقتی از کنار هستی تو رد میشن... هر چی دورتر میشند نقطه‌ای میسازند برای جمله‌های تو

فاطمه

آره شده. البته من الان فکر می کنم خودم يکی از اون نقطه هام. انگار افتادم تو يه سياهچاله و دارم تموم می شم. منو نخور!

فهیمه

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است

حضورناپديد

حتماْ

حديث

سلام مسافر سکوت... لطفا اگه اینو خوندی یه لینک بذار برام که باهاش بتونم وارد وبلاگت بشم.... با لینک قبلی هر چی تلاش می کنم نمی شه ... ممنون می شم

ديوونه بودم .... ديوونگيم کردم .... ولی عاقل بودن ترجيح می دم .... رفتن آدما رو هم زياد ديدم ولی نه تا هيچ شدن .... هيچ آدمی هيچ نميشه .... الانم دارم سعی می کنم دووم بيارم ... سخته ولی تو تقديرم نوشته که دووم بيار ....

.

آره. بودم.خيلی زياد. هنوزم پيش مياد. هی پيش مياد. خسته م می کنه خيلی وقتا اما انگار گريز ناپذيره.