بعضی وقتا دنیا گره می خوره، از بس که هی پیچ می خوره! یا شایدم در واقع این سره توئه که داره گیج می ره! یا شایدم چشاته که داره قیلی می ره!!! بعضی وقتا دنیا گره می خوره، دنیات! این دنیای توئه که از شولوغی داره منفجر می شه، انقدر سرت شولوغ می شه که حتی دیگه وبلاگی رو که 5 ساله مونس تنهایی هات بوده وقت نمی کنی آپ کنی! آخه این روزا سرت خیلی شولوغه، می دونی؟انقدر آپ نمی کنی تا اونایی که می خوندت نا امید می شن، بدتر از اون، انقدر وقتنمی کنی وصل شی به این دنیای ارتباتاطت و برای اونایی که می خونیتشون نظر بذاری که دلشونو می شکنی!درسته که این چیزا بهانه ی خوبی برای نظر ندادن یا آپ کردن نیست ولی می شه حالا این بار منو ببخشید؟ می دونم که قبلا هم زیاد بچه ی منظمی نبودم، آخه می دونی؟ دنیای من گره زیاد داره! الانم یه گره ی خیلی گنده خورده! فکر می کنم حتی گره اش از خودشم بزرگ تره!یه مدتیه بدجوری سرگیجه گرفتم، انقدر که وقت نمی کنم سرمو بلند کنم و بگم بابا،بسه دیگه! انقدر دویدم از این ور به اون ور که پاهام دیگه صاف نمی تونه بره، پیچ می خوره! چشامم حتی ضربدری می خونه! حتی مطلبمم زیادی داره لوس و بی مزه می شه، بس که این گره ها تو مغزم چرخ می زنه! البته گره ها معمولا همیشگی نیستن، بالاخره باز می شن، شاید آخر ترم، سرتو بالا کنی و ببینی که همه شون کلا و اساسا از بیخ! باز شدن، چجوری؟ سوال نداره که! حالا زیاد ناراحت نباش، این ترم نشد ترم دیگه، بالاخره نمی شه که آدم همیشه درسارو پاس کنه! توام که حالا وقت زیاد داری! دوباره برشون می داری، تازه! این جوری پایت هم قوی می شه! حسابی!

/ 8 نظر / 8 بازدید
عبداله

چه جالب . شما هم مثه من دانشجویید ؟؟ منم یه دانشجوام .. منم گره دارم . از اون گره های شما ! من یکی از اون کسایی بودم که خیلی به وبلاگت سر میزدم ولی چون آپ نکردی گفتم تعطیل شده حتما ... این جملتون جالب بود " 5 ساله مونس تنهایی هات " منم خیلی وقته تنهام |: به روزم سر بزن

یکی بود

نه بابا فراموش نمی شه. مطلبای آبرومندو تو دومی هم می نویسم که اگه خواستم آدرس وبلاگمو به کسی بدم روانی نشه! امیدوارم سرگیجه ت خوب شه تا منم بتونم یه دل سیر زود بخوابم! بدون شوفاژ!

رضا كاظمي

سلام.ازحضوردوباره ت خوشحال شدم.امیدوارم گره هایی که گفتی همین چیزاباشه وآخرترم یاترم دیگه بازشه که میشه.وگره های سخت تری توی کارت نیفته.حالاکوتا...اوووه! شادباشی دوست من[لبخند]

حوا

گره خوردن زیاد هم چیز بدی نیست حداقل معنی اش این است که هنوز به یک جایی در این دنیا وابسته ای و شاید یک جایی هم به تو

رضاکاظمی

پست قبلی رواول خوندم-بااجازه البته-کاردوست داشتنی یی بود.تبریک میگم.راحت وروان....راستی شماکه دعوتی نبودین! به روزم.تابعد

رضاکاظمی

به روزم.بادوتاشعرکوتاه ویه کاریکاتور.[لبخند]

فهیمه

سلام حدیث اگه کمک خواستی من می تونم چند تا از گره ها رو واکنم.[نیشخند]

کارگاه نمدمالی

شماکه به همه سرمی زنیدپس چرابه ماسرنمی زنید.کامنتتونوتوی وب دوستمون پابرهنه تاماه دیدم.این یه جوردعوته ببینی من دارم می نویسم؟[چشمک]