از کريستين بوبن
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

برای از دست دادن چيزی ابتدا بايد صاحب آن بود.

ما هيچ وقت در اين زندگی صاحب چيزی نيستيم و هيچ وقت چيزی را از دست 

نمی دهيم.

======================

برای آن که کمی حتی اگر شده کمی زندگی کرد دو تولد لازم است.

تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو تولد مانند کنده شدن هستند.

تولد اول بدن را به اين دنيا می افکند وتولد دوم روح را به آسمان می فرستد.

تولد دوم من زمانی بود که تو را ديدم ...

======================

تو برای من هميشه دست نيافتنی بودی حتی وقتی به من نزديک بودی.

من تو را با علم به اين موضوع دوست داشتم.

======================

شادی کمياب ترين ماده اين دنياست.

شادی يک حس نيست. چرا که همه ی احساس های ما محسوس هستند.

شادی از درون سرچشمه نمی گيرد بلکه در بيرون پديدار می شود.

شادی چيزی است جاری سبک چون هوا در پرواز يک هيچ.ما برای غم اعتبار

بيشتری قائل هستيم تا برای شادی.برای غمی که پيشينه اش وزن اش و

عمق اش را به رخ می کشد.

شادی هيچ پيشينه وزن و عمقی ندارد. در دم متولد می شود در پرواز است 

در لرزش آوای چکاوک.

شادی پرارزش ترين و کم ارزش ترين ماده در دنياست.